تبليغاتX
مسمار

با توجه به این که مدت زیادی بود به روز نکرده بودم جهت خالی نبودن عریضه بخشی از فرمایشات امام راحل در سال 58 که بی ارتباط با شرایط امروز کشور نیست را عرضه می کنم:

نصيحت به فريب خوردگان از منافقين.

من حالا هم باز به اين افرادى كه خيلى منحرف نيستند، من به اينها باز نصيحت مى‏كنم كه شما بياييد و حسابتان را از اين منافقين كه قيام بر ضد اسلام كردند حسابتان را جدا كنيد، نه اينكه بگوييد كه خشونت شما نكنيد، آن وقت به من هم بگوييد كه شما هم خشونت نكنيد، اين معنايش اين است كه ما و آنها مثل هم هستيم. آنهايى كه «شناخت» شان را گمان ندارم اين آقايان نديده باشند، اينهايى كه كتاب عقايدشان را منتشر كرده‏اند و اين آقايان هم شايد و لابد ديده‏اند آنها را، با ما كه مى‏دانند كه ما لااقل مسلمان هستيم، مسلمان بدى هستيم، اينها حسابشان را جدا نمى‏كنند. شما ديديد كه آقاى بنى صدر حسابش را جدا نكرده، خدا مى‏داند كه من مكرر به اين گفتم كه آقا، اينها تو را تباه مى‏كنند. اين گرگهايى كه دور تو جمع شده اندو به هيچ چيز عقيده ندارند، تو را از بين مى‏برند، گوش نكرد، هى قسم خورد كه اينها فداكار هستند، اينها مردم كذا هستند؛ يعنى، آنهايى كه دور و بر او هستند. خوب من مى‏دانستم كه اينجور نيستند. يك دسته‏اى، كه مى‏روند توى وزارتخانه دزدى مى‏كنند اين را تأييدش مى‏كند. خوب معلوم مى‏شود، دزدى را شما گفتيد. اين قدر عقلشان ناقص است اين را تأييد مى‏كردند. حالا هم من به اين آقايانى كه اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فكرى دارند، [مى‏گويم كه‏] امريكا براى شما هيچ فايده‏اى ندارد، ديگر گذشت آن وقت. امروز آنى كه براى شما براى دينتان براى دنياتان فايده دارند اين ملت‏اند، اين ملت پابرهنه است. آن ملت سرمايه‏دار هم به درد شما نمى‏خوردند، آنها همه براى خودشان مى‏كشند، شماها را مى‏خواهند آلت دست قرار بدهند. اين منافقين هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزى كه اين منافقين قدرت پيدا كنند سر شما را هم مى‏برند؛ براى اينكه شما لا اله الّا اللَّه‏ مى‏گوييد، آنها با لا اله الّا اللَّه‏ مخالف‏اند. آنها توحيد را توحيد طبقاتى مى‏گويند. آنها معاد را همين جا مى‏دانند، همين دنيا. آنها غير اين دنيا چيزى را قائل نيستند، اما شما قائليد.

آن روزى كه اينها پيروز بشوند- خداى نخواسته- شما فداى آنها خواهيد شد، شما را پل قرار داده‏اند براى پيروزى، وقتى كه رفتند اين پل را عقب خودشان خراب مى‏كنند، آنها مزاحم نمى‏خواهند. من باز هم عرض مى‏كنم به آقايان كه ماه مبارك رمضان است و درهاى رحمت خداى تبارك و تعالى به روى همه گناهكاران باز است و شما تا دير نشده است در اين ماه رمضان خودتان را اصلاح كنيد. ما همه بايد خودمان را اصلاح كنيم؛ ما هيچ كداممان يك آدم حسابى نيستيم. پناه به خدا بايد ببريم و خودمان را اصلاح كنيم و با اين جريانى كه خروشان و درياى مواج آدمهاى متعهد است ما با آنها خودمان را در همان جريان بگذاريم. جريان مخالف سيل، انسان را خرد مى‏كند، جريان مخالف موجهاى شكننده دريا، انسان را از بين مى‏برد. شما اسلام را كنار نگذاشتيد، لكن آنهايى كه به اسلام عقيده ندارند و اشخاصى هستند كه قيام بر ضد اسلام كردند و لااقل در خيابانها ريخته‏اند و آدم كشته‏اند و شما هم حكم شرعى‏اش را مى‏دانيد و شما هم مى‏دانيد كه كسى كه مسلحانه در خيابان بريزد و مردم را ارعاب كند، لازم نيست بكشد مردم را، ارعاب كند، اسلام تكليفش را معين كرده است و شما هم مسئله‏اش را مى‏دانيد.

شما همين يك مسئله را بگوييد، يك اعلاميه بدهيد. مسئله در كتاب خدا هست كه اين‏ اشخاصى كه مفسد هستند و ريختند توى خيابانها و مردم را مى‏ترسانند، به حسب حكم خدا، حكمشان اين است. شما اين مسئله شرعى را بگوييد و از گروه خودتان امضا كنيد. (1) خوب، چرا اين قدر تعلل مى‏كنيد؟ مگر براى شما مى‏خواهيد اينها چه بكنند. من از خداى تبارك و تعالى مى‏خواهم كه ما را موفق كند در اين ماه شريف، در اين ماه رحمت، مارا موفق كند كه توبه بكنيم از گناهانى كه داريم. اهواى ما را، هواهاى نفسانيه مارا، يك قدرى از دستمان بگيرد و اين ملت عزيز ما را با همين قدرتى كه دارد حفظ كند ان شاء اللَّه، و ارتش ما و ساير قواى مسلح ما پيروز بشوند ان شاء اللَّه، و اسلام ان شاء اللَّه، پيروز است و خواهد پيروز بود .

__________________________________________________

 (1)- اشاره است به سخن آقاى مهدى بازرگان.

 

                        صحيفه امام، ج‏15، ص: 31

نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه شانزدهم آبان 1388 |

خیلی غیرمنتظره بود. ساعت ۱۰ بیرون از خانه همراهم زنگ زد و خبر عید را شنیدم. اصلا باورم نمی‌شد. کلی برای یک روز باقی مانده از ماه مبارک برنامه ریخته بودم اما فرصت تمام شد...

تمام این مدّت دغدغه‌ام این بود که چقدر طول می‌کشد تا این دریای لطف و محبّت الهی را از دست بدهم. می‌دانم اگر چیزی هم برایم مانده باشد از برکت این ماه است و الا من...

خدایا! به این روز بزرگی که بر ما عید قرار داده‌ای قَسَمَت می‌دهم تا اجازه ندهی این کابوس شب‌های آخر ماه مبارک رنگ واقعیت به خود بگیرد.

نوشته شده توسط محمّد علی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 |

دیروز از میدان فردوسی که به سمت انقلاب راه افتادم فقط چشمم به این بود که آیا از این دوستان سبز که در طول چند روز گذشته مدام از طریق رسانه‌های مستقر در اسرائیل و آمریکا و اروپا تهییج به شرکت در این مراسم می‌شدند خبری هست یا خیر. شنیده‌بودم که هر شب از طریق رسانه‌های مذکور روش شرکت در مراسم به دوستانمان آموزش داده می‌شد. زیر پل کالج که رسیدم گروهی از ملت رو به جمع قلیلی-که چون در محاصره بودند من هیچکدام را ندیدم- کرده بودند و شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر منافق و اینها می‌دادند. کمی جلوتر هم دو خانم چادری که پارچه‌ی سبز به انگشتانشان بسته بودند کاغذی در دست داشتند با این مضمون که از خون‌ریزی در هر کجا(چه غزه، چه لبنان و چه ایران) بیزارند که البته(به خاطر شباهت به سایرین) کسی بهشان توجهی نداشت. به دلم صابون زدم که تا انقلاب احتمالاً کلی از این دوستان را بی‌واسطه می‌بینم. امّا دریغ از یک نفر دیگر. با نا امیدی رفتم داخل دانشگاه و بعد از نماز که دو تا از رفقایم را دیدم و تازه متوجّه شدم که اصل قضیه را از دست دادم! گویا دو-سه هزار نفری از دوستان سبز که آمده بودند درگیری مختصری ایجاد کرده بودند و در عوض باتوم‌هایی که از مأمورین نیروی انتضامی -که اکثراً کادر کلانتری‌ها و بدون آن لباس‌های مخوف بودند- خورده بودند، سنگ و آجر حواله‌ی کلّه‌ی نمازگزاران کرده بودند و موفق به شکستن چندین سر از ۲۴ میلیون کودتاچی شده بودند و درنهایت برخی از مؤمنین و مؤمناتشان برابر آب‌خوری‌های پارک لاله صف بستند و پس از تجدید قوا از خدمت نمازگزاران مرخص شدند.

امّا چیز جالبی که من دیدم پلاکاردهای مرگ بر اسرائیل بود که با قلم‌های سبز رنگ روی کلمه‌ی اسرائیل خط کشیده شده بود و جای آن روسیه را نوشته بودند. ۳۰ سال است ملت ما به غول مرحله‌ی آخر رسیده است آن‌وقت هنوز هستند عده‌ای که در عهد فتح‌علی شاه قاجار به سر می‌برند! البته به نظر می‌رسد که چنین هم نباشد. راز مرگ بر روسیه و چین گفتن این‌ها را باید در پاک کردن نام مراد و ولی نعمتشان از رو پلاکاردها جست...

نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 |

امسال هم علی السویه ان شاء الله در مراسم روز قدس شرکت خواهم کرد لکن تمام هفته ذهنم مشغول این بود که آیا طبق روال چند نماز جمعه‌ی اخیرِِ آقای هاشمی، در نمازجمعه شرکت نکنم یا اینکه طبق روال قدیم‌ترم نماز را بخوانم و در منزل دوباره اعاده کنم که دیروز فهمیدم که خود آیت الله مشکل را حل کرده و در نماز شرکت نخواهد کرد. پس ان شاء الله با تمام قوا در مراسم راهپیمایی و تظاهرات شرکت خواهم کرد.

پ.ن: آرمان رهایی قدس قلب تپنده‌ی جهان اسلام و راز پویایی و ظلم ناپذیری و مبارزه با کفر و ظلم ملت‌های مستضعف دنیاست. اینقدر این مساله مهم و تکلیف ما در این باب خطیر است که به زوزه‌های سگ‌های همیشه وفادار لیبرالیزم و صهیونیزم وقعی نگذاریم.

نوشته شده توسط محمّد علی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 |

پس از چند روز دوری از فضای مجازی، با فراغی بالی که پیدا شد -با اینکه هنوز امتحانات تمام نشده- گفتم در مورد مطلبی که چندی پیش خواندم چند خطی بنویسم.

چندی پیش پارلمان نیوز -خبرگزاری فراکسیون خط امام(گروهی از اصلاح‌طلبان) مجلس مصاحبه‌ای با عبدالله رمضان‌زاده، منتشر کرد و در آن از قول وی ذکر کرد که در زندان تحت فشار بوده تا مانند ابطحی و عطریان‌فر مصاحبه‌ای انجام دهد. آنچه در بدو امر به ذهنم متبادر شد، این بود که این مصاحبه چطور در این شرایط زندان انجام گرفته است. ذکر شده بود که وی در دادگاه دیگری با همراهی چند تن از نیروهای امنیتی حضور پیدا کرده است. اینکه چگونه در حضور مأمورها این مصاحبه صورت گرفته بود در پایان مصاحبه بیان شده بود که ظاهراً قاضی از مأموران خواسته بود که دادگاه را ترک کنند.(البته در انتها باز با وجود این شرایط چگونگی مصاحبه جای تأمّل دارد که آیا قاضی منتظر نشسته تا دوستان به کار خود برسند؟!)
در مصاحبه ادّعا شده بود که رمضان‌زاده تحت شکنجه جسمی نبوده و در ساعات نیمه‌شب در حالی که چشم‌بند داشته مورد بازجویی قرار می‌گرفته و البته سلولش هم فاقد دستشویی بوده است.
در حالی ادعا می‌شود این فشارها تماماً به جهت انجام یک مصاحبه بوده است که وی در جلسه‌ی اخیر دادگاه با یکی از خبرنگاران سیما مصاحبه‌ی کوتاهی انجام داده بود. (به نظر می‌رسد انتقال ایشان به سلولی ذی‌مستراح پاداش این مصاحبه بوده است)


امّا نکته‌ی قابل تأ‌مّل برای بنده این است که این چه جبهه‌ای است که ژنرال‌هایش به جهت عدم دسترسی به دستشویی و بازجویی‌های شبانه، این چنین گذشته‌ی خود را با استدلال زیر سؤال می‌برند و هم‌قطارانشان را تحقیر می‌کنند و به مردمی که برای تحقّق اهدافشان این چنین به میدان آمده‌اند و هزینه‌های سنگین متحمّل شده‌اند به این راحتی دهن‌کجی می‌کنند؟

فکر می‌کنم ملّتی که تجربه خفقان سنگین و دیکتاتورهای مسبتد و انقلابی بزرگ و مؤثر در جهان و جنگی طولانی با تمام دنیا را دارد واجد تجربه‌ی کافی برای قضاوت باشد.


پ.ن۱: به نظر می‌رسد شکنجه‌های قرون وسطایی در قرن ۲۱ تحوّلی شگرف داشته.

پ.ن ۲: در عجبم چطور طی این همه فشار، دنده‌های خرد شده این‌چنین ترمیم شده؟ احتمالاً زمان اعلیحضرت گیربوکس آمریکایی کار می‌کردند.

پ.ن ۳: عرض خدا قوت به سربازان گمنام که به جهت کسب رضایت باری تعالی این‌چنین شب زنده‌داری می‌کنند!

نوشته شده توسط محمّد علی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 |
امسال لیالی قدر برای من شب‌های امتحان است...


پ.ن: سه امتحان در ۱۹ و ۲۲و ۲۳ رمضان. خیلی برایم سخت است. خلاف عادت هر ساله باید اکثر اوقات لیالی قدرم را صرف درس خواندن کنم...
امیدوارم حداقل این امتحان را با سرارفرازی پشت سر بگذارم(از هر دو جهت)
التماس دعا

نوشته شده توسط محمّد علی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |

ماه رمضان و زبان روزه و گرمای تابستان در کنار امتحانات پایان ترم...

بهتر است این بنده ی ضعیف چند صباحی دکّان خود را ببندد!


یا حق
نوشته شده توسط محمّد علی در یکشنبه یکم شهریور 1388 |
نقل است که حضرت امام -رضوان الله علیه- از خداوند می خواسته اند که ایشان را با حاج عیسی(خادم بیتشان) محشور نماید.

پ.ن: مهم نیست که در دنیا چه کاره باشی و چه مقامی داشته باشی، مرجع تقلید باشی یا آبدارچی، مهندس باشی یا پزشک یا ...
مهم آن است که در هر جایگاهی باشی به وظایفت به نحو احسن عمل کنی.

نوشته شده توسط محمّد علی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 |

گويند كه علي بن ابراهيم بن مهزيار اهوازي پس از بيست سال چشم انتظاري به خدمت حضرت وليعصر-ارواحنا فداه- مشرّف مي شود.
طي اين ديدار حضرت به وي مي فرمايند: ای ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چیز آمدنت را نزد ما تأخیر انداخت؟
پسر مهزیار در جواب می‌گوید: ای آقای من تا الان كسی را نیافته بودم كه مرا راهنمایی كند.
حضرت فرمودند: كسی را نیافتی كه راهنمایت كند؟
آنگاه با انگشتان مباركشان بر روی زمین فشار دادند و سپس فرمودند: و لكن شما اموالتان را زیاد نمودید، ضعفاء مؤمنین را دچار حیرت ساختید و بین خود قطع رحم نمودید پس الان برای شما چه عذری مانده است؟
(دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جریر طبری
.)

پ.ن: دل بقية الله –ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- خون است... جز اين است كه ما هر روز در فكر افزايش دارايي و اموال خويشيم و در اين راه با هم نزاع مي كنيم؟ و در اين گير و داد آنها كه ايمانشان ضعيف است از دين خدا بر مي گردند و يا ترديدهاي بزرگ در دلشان ريشه مي كند؟ جز اين است كه با بهانه هاي واهي از هم دور شديم؟ بيهوده از يكديگر دشمن ساختيم و يكديگر را تُف و لعن كرديم؟ اين به آن گفت دروغگو، آن يكي گفت دزد، ديگري به هم كلاسي اش گفت چماق به دست، آن يكي گفت اغتشاش گر محارب...
و اين وسط تنها چيزي كه مهم نيست آن است كه بايد در صدر دغدغه هاي روزمره باشد.

نوشته شده توسط محمّد علی در شنبه هفدهم مرداد 1388 |

در بحبوحه‌ي تجاوز رژيم صهيونيستي به غزه و كشتار بي‌رحمانه‌ي مردم، در بسياري از رسانه‌ها و شخصيت‌ها شاهد رفتاري منفعلانه، خنثي و حتّي بعضاً متمايل به طرف متجاوز بوديم. اين در حالي بود كه مقامات جمهوري اسلامي به شدّت عليه اين تجاوز موضع‌گيري كردند و صدا و سيما به طور گسترده مشغول پوشش اين واقعه و يكه تاز به تصوير كشيدن جنايات صهيونيست‌ها در دنيا بود. در همين گير و داد، بحث ناصبي و دشمن اهل بيت-عليهم السلام- بودن مردم فلسطين مطرح شد و با بيان شدن اين مطلب از جانب يكي از علماء معروف، حرارت اين قضيه در جامعه به اوج خود رسيد و رسانه‌هايي كه در شروع اين حمله عملكرد تأمل برانگيزي داشتند و حتي شبكه‌هاي ماهواره‌اي خارج از كشور از شبكه ترويج مهدويت مستقر در ايالات متحده(سلام) تا ساير شبكه‌ها با آب و تاب به اين قضيه پرداختند(كه البته خبري كذب بود). در ادامه رسانه‌هاي مذكور به خبر كشتار شيعيان پاراچنار پاكستان توسط سنّي‌هاي تند رو پرداختند. البته اين كشتار از مدّت‌ها قبل از آن در پاكستان شروع شده بود، امّا پوشش گسترده‌ي اين خبر در جريان جنگ غزه وهمزمانْ اعتراض به دوگانگي سياست‌هاي نظام در كشتار مسلمانان و كشاندنِ بحث به قضيه‌ي شيعه و سني و اينكه اين مظلومان شيعه اگر از آنها بيشتر نباشند قطعاً كمتر نيستند و همچنين تلاش در جهت هم مسلك نشان دادن مسلمانان فلسطين با قاتلان پاراچنار مسأله‌ي قابل توجه اين بحث بود.

اخيراً در استان سين كيانگ چين، بين مردم مسلمان اين استان و نيروهاي دولتي چين درگيري‌هايي به وجود مي‌آيد كه باعث كشته و زخمي شدن شماري از مسلمانان و بازداشت گروهي ديگر توسط نيروهاي دولتي مي‌گردد. صدا و سيماي جمهوري اسلامي اين خبر را مانند ساير درگيري‌هاي داخلي ديگر كشورها منعكس مي‌كند. دوباره سر و كله‌ي دلسوزان اسلام و مسلمين پيدا مي‌شود. حمايت اينبار ايشان (ظاهراً) از ايغورهاي مسلمان نشان مي‌دهد كه رفتارشان ناشي از تعصبات شيعي نيست، بلكه نيت‌هايي فراتر از آن دارند. اين بار هم اين خبر بهانه‌اي مي شود جهت تخطئه‌ي سياست‌هاي نظام در حمايت از فلسطين و تهاجم به موضع‌گيري‌هاي نظام در قبال مسأله قدس.

پ.ن: اينكه آيا وزارت خارجه در مورد سركوب مسلمانان در ساير كشورها كوتاهي مي‌كند يا خير بحث جداگانه‌اي مي‌طلبد كه در اين جا نمي‌گنجد. «العاقل بالاشاره»

نوشته شده توسط محمّد علی در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 |